ادبیات

.

.

.

الف مثل آب 

ب مثل باران 

ت مثل توت

س مثل ستاره

ش مثل شب

ر مثل رود 

ک مثل کوه

.

.

.

غ مثل غرور

ج مثل جهل 

ح مثل حق

خ مثل خدعه 

چ مثل چکمه 

ف مثل فحش

م مثل من 

ط مثل طناب 

ز مثل زنجیز

.

.

.

الف مثل اشک

ب مثل بیم 

ت مثل ترس

س مثل سوگ

ش مثل شور

.

.

.

در ادبیات انسانی هر انسان  حرفی است  که واژه ای را تداعی میکند. 

Baruch Spinoza

If a triangle could speak, it would say, in like manner, that God is eminently triangular, while a circle would say that the divine nature is eminently circular. Thus each would ascribe to God  its own attributes, would assume itself to be like God, and look on everything else as ill-shape

.

Baruch Spinoz

کامش

تا هرگز شیرین شود.

نامرئی

... یکی میگوید من نامرئی بودم به راستی من اصلا نبودم باز خوب است بعضی نامرئی بوده اند. 

چه بگویم، چه فرصتهایی از کف رفت که رفت ... کاش حداقل تجربه به کارم بیاید اماخیر تا خود چرخ را اختراع نکنم سوار دوچرخه نمیشوم چه کنم با این درد خودکفایی.

دزدان

امان از بی هنرانی که بیدارند تا خواب بفروشند. دزدان قلم دزدان دفتر. امان از جادو شدگان سپید پوشان سیه پوشان. 


حالی و فالی


ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویشبیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشمآتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرودگل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش
کای دل تو شاد باش که آن یار تندخوبسیار تندروی نشیند ز بخت خویش
خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذردبگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش
وقت است کز فراق تو وز سوز اندرونآتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش
ای حافظ ار مراد میسر شدی مدامجمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش

اگر...

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی.
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!


پابلو نرودا
ترجمه : احمد شاملو

ماهی

کسانی را میشناسم با چوبهایی پوچ و پوسیده و طعمه هایی به رنگ خیال ماهی های درشتی میگیرند خوشمزه جانانه.
به پوچی ابزارشان ایمان دارم به طعم خوب ماهی ها یقین. 

کسانی را میشناسم با ملموس ترین ابزارها  به کناره  رود میروند اما ماهیهای کوچکی در کف دستانشان هست و  صادقانه میگویند ما ماهیی بزرگ تر از این نمیشناسیم و شکارش نکرده ایم. طعم ماهیشان خوب است و واقعی است. و صداقتشان تحسین بر انگیز.

کسانی را میشناسم که میگویند ما کنار رودخانه میرویم و این ماهیان  درشت و خوشمزه را صید میکنیم میچشم تهوع آور است بد مزه محکومم میکنند به نشناختن طعم ماهی های واقعی.

جایی دیدم کسی گفته درخت خوب را از میوه آن باید شناخت. درختی که خوب است میوه های خوب میدهد. 

با گروه اول به ماهی گیری میروم ابزار گروه دوم را میبرم ماهی های کوچکی میگیرم اما سخاوتمندانه در ضیافت ماهی های بزرگ شریکم میکنند. 

با گروه دوم زندگی میکنم و همیشه به صداقت و قابل درک بودنشان علاقمندم. 

و در آخر سعی میکنم از  سومی ها هر روز چند گام دور تر شوم چون  همواره دهانشان - وجودشان بوی تعفن ماهی هایی را میدهد که میگویند خوشمزه است. همان میوه های گندیده که بوی گندشان عالم را پر کرده است و میگویند بر های درختی یگانه است.

بهمن ماه

بهمن آمد  شگفتا که نام ماهی  زمستانی در روزگار ما نشانه سیگاری است و  ده روز فجری  مژده بر رفتن دیو و حضور طایران سدره1...

بسان عهد شاعران دیروز که صحبت جور است و سرما- گذر زمستان و رویش بهار.

"ذخیره ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار// که میرسند ز پی رهزنان بهمن ودی"  "دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید"3. ...

هیچ کجا انگار سخنی بر حرمت موهای سپید پیر فصل ها نیست.

 اما ماه بهمن را دوست دارم به یاد روزهای سردش برفش زمستانش "جورش و دیوش". بهمن! ماه زیبای زمستانی - آمدنت شادباش میگویم.

پ.ن:

1 فرشتگان // 2 حافظ // 3 مولانا