ماهی
به پوچی ابزارشان ایمان دارم به طعم خوب ماهی ها یقین.
کسانی را میشناسم با ملموس ترین ابزارها به کناره رود میروند اما ماهیهای کوچکی در کف دستانشان هست و صادقانه میگویند ما ماهیی بزرگ تر از این نمیشناسیم و شکارش نکرده ایم. طعم ماهیشان خوب است و واقعی است. و صداقتشان تحسین بر انگیز.
کسانی را میشناسم که میگویند ما کنار رودخانه میرویم و این ماهیان درشت و خوشمزه را صید میکنیم میچشم تهوع آور است بد مزه محکومم میکنند به نشناختن طعم ماهی های واقعی.
جایی دیدم کسی گفته درخت خوب را از میوه آن باید شناخت. درختی که خوب است میوه های خوب میدهد.
با گروه اول به ماهی گیری میروم ابزار گروه دوم را میبرم ماهی های کوچکی میگیرم اما سخاوتمندانه در ضیافت ماهی های بزرگ شریکم میکنند.
با گروه دوم زندگی میکنم و همیشه به صداقت و قابل درک بودنشان علاقمندم.
و در آخر سعی میکنم از سومی ها هر روز چند گام دور تر شوم چون همواره دهانشان - وجودشان بوی تعفن ماهی هایی را میدهد که میگویند خوشمزه است. همان میوه های گندیده که بوی گندشان عالم را پر کرده است و میگویند بر های درختی یگانه است.