مادر وقتی به فرزند کوچکش می گوید بیا و کودک لرزان و لرزان گامهای نااستوارش را  در اعتماد به کلام مادر از تکیه گاه دیوار رها می سازد دیدگاه مادر با کودک قابل قیاس نیست. مادر می داند که ایستادن در سایه اعتماد دیوار معنایی ندارد معنا در گامهای ناشیانه برداشتن است در زمین خوردن و دوباره ایستادن است. 

کودک به اعتماد کلام مادر به راه می افتد و هیچ تصویری به جز لبخند مادر و آغوش گرمش یا ترس از نگاه تلخ مادر در ذهن ندارد. اما مادر جهانی را می بیند که در پی این گامهای لرزان فتح خواهد شد. 

خدا برای انسان آینده ای را در دید دارد که در مقایسه با نگاه انسان کودک وار چیزی بیشتر از نگاه کودک به انتهای مقصد  نیست.

وقتی خدا برایت ندا سر میدهد به او اعتماد کن گام بردار.