امروز برای بازدید از کارخانه مرسدس بنز واقع در شهر برمن به همراه جمعی از همکلاسیها راهی شدیم. کارخانه مرسدس بنز در برمن یکی از خطوط مونتاژ می باشد که مراحل کنار هم قراردادن  و رنگ آمیزی و در نهایت کنترل نهایی و ارسال به بازار را انجام می دهد. 

خیلی خلاصه و آماری بخواهم بگویم 8 مدل مرسدس محصول یک خط تولید این کارخانه است. برای مدل های مختلف زمان ساخت متفاوت است اما برای یک مدل به طور میانگین 49 ساعت کار انجام می گیرد. خطوط تولید حدود 90 درصد به حالت اتوماتیک است و تنها نصب تجهیزات ظریف توسط نیروی انسانی انجام می گیرد. 

این تنوع در تولید محصولات را تنها در 8 مدل نمی توان خلاصه کرد. انواع رنگ انواع مختلف سفارشهای مشتری مانند اینکه فرمان سمت راست باشد یا چپ محل نصب پلاک چه ابعادی باشد. نوع تایر نوع جراغ حتی داشتن یک راهنمای اضافی در پهلو که استاندارد بعضی کشورهاست انواع مختلف سیستم صوتی... به راستی دنیای تنوع است یعنی یک مدل از قالپاق تا تجهزات داخلی و رنگ قابل سفارشی شدن است و جالب است همه این مونتاژ تنها در یک خط تولید انجام می پذیرد. 

اینکه کدام مدل چه قطعه ای لازم دارد توسط بارکد بر روی بدنه مشخص می گردد و بارکد خصوصیات سفارشی را مشخص می کند. 

فراهم آوری این رنج وسیع و متنوع قطعات برای نصب بسیار دقیق و بدون وقفه است. زمانبندی و ظرافت در کار رباتها و دقت بسیار بالا در انجام با نهایت کیفیت قابل توجه است. 

استفاده از خطوط تولید چند طبقه این امکان را فراهم کرده که در یک طبقه قطعات از انبار به خط تولید توسط آسانسورهای خودکار برسند و در طبقاتی هم به صورت بافر تعدادی محصولات میانی یا نهایی ذخیره شوند و این کار برای پوشش مطمئن پیوستگی تولید در صورت بروز مشکل در یک قسمت در نظر گرفته شده است. =========

به راستی تعداد کارکنان در این کارخانه کم بود و در مقابل ربات ها ناچیز همانطور که گفتم 90 درصد به صورت رباتیک است و تنها 10 درصد توسط انسان انجام می گیرد.

با این وجود این کارخانه برای تعدار زیای فرصت شغلی فراهم نموده است که در شهر برمن مشغول به کار هستند. 

اما نکاتی که در این کارخانه برایم جالب بود به غیر مسائل فنی که بسیار اعجاب آور و تحسین برانگیز بود. به راستی شایستگی یک شرکت تولیدی در بازار امروز به راحتی دیده می شد.

اول: رعایت اصول ایمنی توسط کارگران که در مکانهایی که امکان خطر یا سر و صدا وجود داشت از وسایل ایمنی استفاده می کردند. 

دوم: استفاده از نور طبیعی از طریق سقف با وجود سه طبقه بودن سالن تولید برای روشنایی. 

سوم: تهویه مناسب که به راستی احساس نمی کردی در یک سالن تولید هستی به خوبی کانالهای تهویه نصب شده بودند و وجودشان احساس می شد. 

چهارم: برای قسمت هایی که کارگران به صورت دستی نصب را انجام می دادند تسهیلات ویژه ای فراهم بود.

- اول اینکه محیط خیلی کم سر و صدا بود.

- دوم اینکه کارگران به گوش دادن موسیقی از طریق رادیوهای صنعتی مشغول بودند و با آسودگی کار می کردند.

- سوم خودروها بر روی یک نوع جک هیدرولیک قرار داشتند تا بنا به نوع خدمتی که قرار بود از طرف کارگر بر روی آن انجام شود ارتفاعش تنظیم گردد. این قابلیت زحمت کارگر را برای خم شدن و یا قرار گرفتن در حالت نامساعد از نظر فیزیکی کاهش می داد.

فکر کردم چند مقایسه با کارخانه معظم وطنی بکنم ولی آنقدر احمقانه است که وقت شما را نمی گیرم. اما تنها یک نکته: وقتی امروز در بازار صحبت در خصوص تولید مبتنی بر خواست مشتری و اختصاصی است. و انبار داری حداقلی در این کارخانه در این بازدید کوتاه کاملا قابل احساس بود. تعداد خودروها محدود و تنوع بسیار زیاد بود. خودرو با فرمان چپ از پس خودرو با فرمان سمت راست چراغ معمولی و ال ای دی و... همه با انواع رنگ ها پشت سر هم عبور می کردند. 

در انتها برخورد بسیار محترمانه و شریف کارکنان این کارخانه و نبود حتی یک نیروی انتظامات برایم خیلی جالب بود. یعنی گروه ما به کارخانه وارد و خارج شد در تمام مدت 2 ساعت در خطوط تولید حساس گذر می کرد اما یک نفر انتظامات یا حراست دیده نشد. این سیستم کنترل غیر محسوس و نبود ببند و بگیر در ورود به کارخانه و ... حرمت نهادن به میهمانان است که بسیار در این شرکت چشم گیر بود.