اینجا درختان سبز خوشرنگند زیبایند خیابانها آرام و مردم کم حرفند نظم در همه جا دیده می شود. زیبایی ستایش می شود و همه در هدیه آن به همدیگر در لباس پوشیدن و چهره خانه و شهر کوشایند. 

اما جای منظره کوه خالی است. دلم برای دامنه های خشک و بی آب و علف که در گرمای تابستان صدای جیر جیرکها و حشرات گوشت را پر می کند تنگ شده است. دلم برای یک کوهپیمایی طافت فرسا در میان تپه های خشک باراجین تنگ شده است. زمانی که فقط یک قمقه آب به فانوسقه بسته ام و چند شکلات در جیب و از شر آفتاب نقاب کلاه را در سمت تابش چرخانده ام. 

یادش بخیر زمانی که در میان سنگ های داغ در ظهر تابستانی گام بر می داشتیم و به میلدار می اندیشیدیم و کوه زرد که در برابرمان همیشه استوار ایستاده بود. یادش بخیر مهدی همراه کوه پیمایی های طاقت فرسایمان بود. کو هپیمایی هایی کوتاه اما به یاد ماندنی.