میگویند چرا؟
میگویند چرا؟ میگویم برای پرواز. حرفی نمیزنند اما در دل به حماقت مجسم لبخند میزنند و برای حسن هم صحبتی سری تکان میدهند...
میخواهم بیشتر برایشان بگویم اما.... تنها میگویم آری- و آنها هنوز به حماقت من پوزخند میزنند و من دیگر حرفی نمیزنم بگذار من را هر طور دوست دارند نگاه کنند من نگاهم دیگر نه دنبال اقناع کسی است نه اثبات چیزی...
+ نوشته شده در سه شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 14:5 توسط جواد تقیا
|