از خدایان تا خدا
یکی از دوستان من که هندو است برایم از فستیوال خاصی که در این روزها برگزار میشود گفت. مشتاق شدم برایم بیشتر توضیح داد از خداوندگانشان گفت از الهه های تک بعدی از سه خدای عظیم که خالقند و باقی داستانها. پر از واژه های خدا پر از داستان و افسانه...
داستانهایی که انسان را به یاد شاهنامه میاندازد اما چه زیبا فردوسی این اساطیر را از خدا بودن تهی میکند و به لباس انسانی مینشاند در مقابل داستانهای هندو پر است از خدا و شیطان
وقتی به تاریخ نگاه میکنی انسان از فاصله بین افسانه و خیال تا نگاهی واقع گرایانه تر به خدا عبور میکند. و خدا مانند منظره ای در پس مه غلیظ است که انسان در جاده ای به آن سو با هر گامی به سوی کشف میرود و با زدودن لایه های مه از پیش روی به ادراک بهتر میرسد.
گاهی اعتقادات ما رنگ خدایان هندو میگیرند آنگاه باید نمادهای این خدایان را بشکنیم تا در راه تا خدا ازدحام تمثال ها و مجسمه ها در برابرمان توهم رسیدن ایجاد نکند و گرنه داستانهای ما از خدا و خدایانمان برای مسافران این راه رنگ افسانه های هندو خواهتد گرفت.