این به حتم محبت اوست 

هیچگاه آرامش را در نقطه ای نشان نداد 

همیشه گفت" چمدانت را ببند..." 

برای رفتن

برای نماندن

و 

من

 همیشه چمدانم کوچک است 

 میبندمش 

نگاه به یگانه چشم روشن خورشید در افق میکنم 

و زمانی که سایه ام بلند تر از همه درختان سبز است

تا رسیدن به آغاز دوباره ای

 یکنفس میدوم 

...